بدون عنوان
پسر گلم سام من برای تو همه ی قشنگی های دنیا را می خواهم ،بزرگ ترین آرزویم اینست که قد کشیدنت را ببینم، نوازشت کنم ، سهم من از تو عاطفه ای است شیرین به نام حس مادری نمی دانم روزگار چه بازی می خواهد با من و تو کند فقط می دانم چنان درتارو پودت نفوذ خواهم کرد که هیچگاه فکر نکنی از تو جدایم و بدان تو تمام زندگی من هستی و همیشه مواظبت خواهم بود. عزیزکم ! بین من و تو فاصله ای نیست ، پس بیا در آغوشم ای مرهم دل ریشم ، بگذار سرت را در دامنم که غمهایم را لای موهایت گم کنم . عشق مامان! اگر تو هم روزگارت چون من به خون دل خوردن گذشت افسوس مخور، این رسم روزگار هست و نوشیدن جام بلا عادت انسان های قوی. سام! دلتنگم ، دلتن...
نویسنده :
موژان
14:27



